در این صورت باید به گوسفند سجده کنم

روزی یکی از مریدان پدرم به منزل آمد و با لحنی گلایه‌آمیز به ایشان گفت، در فلان مجلس که شما حضور داشتید دو نفر انسان متشخص وارد شدند و شما چندان به آن‌ها احترام نکردید. پدرم ابتدا فرمود: «در نظر من فقرا با متشخصین و متمولین به ظاهر فرقی ندارند و همه می‌دانند که من به همه یکسان احترام می‌کنم.» آن شخص با بیان دیگر، مجدداً مطلب خود را تکرار کرد. پدرم که مایل به ادامۀ صحبت نبود، فرمود: «ببخشید من آن‌ها را نشناختم.» ولی ایشان دست‌بردار نبود و گفت:

آن‌ها نیاز به معرفی نداشتند، شکل و وضع لباس آنان و پارچۀ فاستونی اعلا که بر تن داشتند، بهترین معرّف شخصیت آنان بود و معلوم بود که با دیگران فرق دارند. اینجا بود که مرحوم پدرم توضیح بیشتری داد و فرمود: «لباس فاستونی اعلا از پشم گوسفند است و پس از آنکه گوسفند یک سال از این لباس پشمی استفاده کرد آن را به کارخانۀ پارچه‌بافی انگلستان تحویل می‌دهد. در آنجا تبدیل به فاستونی اعلا می‌شود. اگر قرار باشد من در مقابل کسی که کهنۀ گوسفند را پوشیده است، تعظیم کنم باید در مقابل خود گوسفند سجده کنم.»